‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

مقاله

اعدامهای تابستان سال 1367 به دستور خمینی
اعدام که یک لغت عربی است به معنای کلی صلب حیات از فرد یا افراد مصطلح شده است.تاریخچه،نحوه و شرایط اعدام در زمانهای دور و نزدیک و با توجه به شرایط و قوانین جهانی و داخلی حاکم بر ایران تفاوتهای فراوانی داشته است که از حوصله بحث خارج است.زیرا اعدامهای تابستان سال 67 عملی است که صورت گرفته و فجایع آن با تمام سانسور و تبلیغات انجام شده توسط رژیم(دولت ایران)چه در زمان انجام این عمل شنیع و چه بعد از آن تاکنون بر کسی پوشیده نیست.
نظرات متفاوتی در مورد مرداد 67 و اعدامهای صورت گرفته چه از طرف مقامات داخلی و خارجی چه از نظر بازماندگان و کارشناسان بی طرف ابراز شده است گروهی اعتقاد دارند که رژیم (دولت وقت ایران و علی الخصوص رهبر)بعد از عملیات مرصاد(از نظر مجاهدین خلق عملیات فرغ جاویدان)واهمه این را داشته اند که عملیاتی مشابه و غیر قابل کنترل صورت بگیرد و به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران بعد از جنگ 8 ساله فرسایشی که بعد از جنگ ویتنام طولانی ترین جنگ قرن گذشته بود اتفاق،بیفتد
 گروهی دیگر معتقد هستند که این اعدانها از قبل برنامه ریزی شده بود برای از بین بردن(حذف فیزکی)مخالفان از سوی رژیم،زیرا جنگ به پایان خود نزدیک بود و حکومت برای بقای خود می بایست که از درون هم احساس امنیت می کرد.از این رو برنامه پاکسازی مخالفان به اجرا در امد و بهترین شرایط همان عملیات صورت گرفته از سمت گروه مجاهدین خلق بود که بهانه خوبی به دست رهبری و مقامات ایران داد که تحت عنوان محارب با خدا بتواند تمامی زندانیان سیاسی اعم از مجاهد و غیر مجاهد را به کام مرگ بفرستند.
اعدام ها به دستور خمینی انجام شد:
در مورد کم و کیف اعدامها و مقام یا مقامات دستور دهنده و اجرا کنند،ه حرف و حدیث از سمت افراد داخلی و خارجی و مستقل فراوان است اما بر کسی پوشیده نیست که شخص رهبری(خمینی)مستقیما دستور این اعدامها را صادر کرده است و از انجایی که ایشان آیت الله بوده اجازه صدور فتوا را داشته است تحت عنوان محارب با خدا و با استناد به ایات و احادیث این عمل شنیع را توجیه کرده بود و هیئتی را جهت نظارت بر این اعدام ها تعیین کرده بود که شامل حاکم شرع،دادستان،و نماینده ای از وزارت اطلاعات بود،این هیئت سه نفره اجازه داشتند که به استناد به استفسار ایت الله خمینی دال بر تشخیص مخالفان تحت عنوان محارب با خدا افراد زندانی در زندانهای تهران و سراسر ایران را به مجازات اعدام محکوم بکنند،این مسئولیت در دیگر شهرها به هیئت های نظارت منتخب همان شهرها که متشکل از حاکم شرع،دادستان یا نماینده او و نماینده وزارت اطلاعات و تحت نظارت هیئت ناظر و منتخب آیت االله خمینی در تهران به اجرا در آمد.
آیا واقعا کسانی که اعدام شدند مجرم بودند؟
در مورد نحوه تشخیص اینکه شخص محکوم شده آیا واقعا مجرم است یا خیر باز هم صحبت های ضد و نقیضی از طرف مسئولین وقت و هیئت نظارت و حتی خود شخص خمینی وجود دارد.تا جایی که آیت الله منتظری انتظار میرفت رهبر آینده ایران باشد و از اعضای برجسته شورای رهبری وقت بود بزرگترین مخالفات درون،حکومتی این اعدامها بود و این مخالفت تا اندازه ای پیش رفت که به عزل و حصر خانگی وی تا زمان فوت منجر گردید.
ولی چیزی که از همگان پوشیده نیست این اعدامها صورت گرفته است.و افراد زیادی از گروهکهای مخالف نظام و دیگر اخزاب و عقاید تحت عنوان محارب با خدا به صورت دسته جمعی و بدون محاکمه عادلانه و به دسترسی به حداقل حقوق یک زندانی مثل وکیل یا اعتراض به دادگاه استیناف در این مدت اعدام شده و در گورهای دسته جمعی دفن شدند 
از نحوه اعدام افراد اخبار واضحی در دست نیست ولی بازماندگان این رخداد فجیع و ضد بشری اظهار می کنند که از چند روز قبل از شروع اعدامها فشار بر زندانیان افزایش داده شد به صورتی که حتی حق تجمع در اماکن عمومی زندان مثل محلهای استراحت و مطالعه ممنوع شده بود دولت وقت ادعا می کرد که تمامی اعدام شدگان از گروهکهای مخالف علی الخصوص گروه مجاهدین  که همگی محکومین تا لحظه اعدام حاظر به توبه نمی شدند و می گفتند که از کار خود پشیمان نیستند و اگر آزاد شوند دوباره،علیه نظام دست به اسلحه خواهند برد این ادعا خیلی قابل اثبات از طرف دولت وقت و حتی سران حال حاضر حکومت نیست
زیرا که سران حکومت همیشه از صحبت کردن و توضیح دادن در مورد نحوه ی اثبات جرم محکومین درآن شرایط و حتی تعداد اعدامیان و نحوه اعدام طفره  می روند و با جواب های سطحی که اغلب باب طبع خود یا رهبر و سیستم حکومتی است از افشای حقایق فرار میکند.
آمار و اعدامیان:
در مورد تعداد اعدامیان آمار متفاوتی از افراد نزدیکبه حکومت و از افراد مستقل و نهادهای حقوق بشری منتشر شده است.گزارشگران ناظر حقوق بشری تا 1700نفر را اعلام کرده اند ولی بعضی افراد و سازمانها این تعداد را خیلی بیشتر و حتی تا 4800 نفر اعلام میکند مطمئنا کشته شدن یک انسان به ناحق و فقط بخاطر عقیده متفاوت عملی است که در زمان حاضر و یا موازین حقوق بشری موجود غیر قابل قبول است و با توجه به این موضوع و در نظر گرفتن تعداد اعدامیان میتوان این اعدامها را یک عمل غیر انسانی و غیر اخلاقی و در مغایرت با موازین حقوق بشری دانست حکومتی دست به این عمل ضد حقوق بشری زده است که در کارنامه حقوق بشری خود طی 40 سال حکومت پلیسی و پوپولیستی هیچ نمره ای به غیر از صفر ندارد و کوچکترین صدای مخالف با منافع و سیاستهای خود را به بدترین شکل ممکن جواب داده و همچنین در صدر امار شکنجه و اعدام سازمانهای حقوق بشری قرار دارد و به هیچ کدام از موازین حقوق بشری مرسوم در دنیا که گاهاً این قوانین و میثاقهای را هم پذیرفته و امضا نموده است پایبند نیست،مرداد 67 که لکه ننگینی است که تا ابد همراه حکومت جمهوری اسلامی ایران خواهد ماند ولی با این وجود همچنان سران حکومت با افتخار از عمل شنیع خود دفاع می کنند و آن را حق مسلم خود برای حفظ امنیت ایران می دانند تا جایی که پور محمدی از اعضای قوه قضاٸیه و عضو هیٸت سه نفره اعدامهای تابستان 67 چند روز قبل اعلام کرد که ما به دستور خدا و رسول خدا و قران این اعدامها را انجام داده ایم و خرسندی خود را همچنان با فراق بال اعلام می کند.ابعاد و گستردگی این اعدامها کم و بیش بر همگان آشکار شده است و از نظر هیچ انسانی آزاده و هیچ یک از موازین حقوق بشری قابل قبول نبوده و همگان و خواهان مجازات عاملان این فاجعه انسانی هستند،فاجعه ای که شاید گستردگی آن با گذر زمان یا برچیده شدن،بساط این حکومت ایران ابعاد تازه و بزرگتری پیدا کند.
و در پایان احساس همدردی خودم را با بازماندگان این فاجعه اعلام می کنم و امیدوار هستم که روزی انسانیت به این درک و شعور برسد که هیچ کس حق ندارد یک انسان دیگر را به صرف داشتن عقیده متفاوت از حق زندگی و حیات تحت هر   عنوانی محروم کند

۱۳۹۸ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

اعدام کودکان

کودکان از آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند آنهم در جامعه ای که نقض حقوق بشر به وفور و آسیبهای اجتماعی بیداد میکند.اما نکته تاسف بار در مورد کودکان در ایران اختلاف سن کودک و وان است در قوانین و معاهدات بین المللی بخصوص کنوانسیون حقوق کودک سن کودکان تا 18 سال است در حالی که در جمهوری اسلامی ایران که قوانین آن بر اساس شرع اسلام است یر سر سن کودک اختلاف به سزایی وود دارد و سن کودکان برای دختران 13 و پسران 15 است  این در حالیست که قبلا سن کودکان دختر تا 9 سال بوده است جالب است بدانید که در ایران کودکان تا سن 18 سالگی اجازه رای دادن ندارند ،اجازه رانندگی ندارند و حتی بدون ولی اازه افتتاح حساب بانکی هم ندارند اما در دادگاه جمهوری اسلامی ایران به دختر 9 ساله هم اجازه ازدواج میدهند.
قانون سن کودکان در ایران سال 1307
سن کودک در قانون مدنی ایران در زمان رضا شاه و در سال‌های بین ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ به تصویب رسید- اصولا سن بلوغ ۱۸ سال بود. بعدا در قانون ازدواج یک استثنایی گذاشتند .قرار شد ازدواج دختر ۱۵ سال و ازدواج پسر ۱۸ سال اگر دادگاه تشخیص بدهد (به‌خصوص در جاهای دور افتاده و نقاطی که در آنها مردم به هر صورت عادت نکرده بودند یک دختری را که فکر می‌کردند بالغ است، به زنی نگیرند) یک دختر در ۱۳ سالگی هم می‌تواند ازدواج کند. اما سن بلوغ ۱۸ سال در نظر گرفته شده بود و بنابراین مسئولیت کیفری برای فرد در ۱۸ سالگی ایجاد می‌شد.»
اعدام کودکان در جمهوری اسلامی ایران مرسوم است
در سال ۲۰۱۸: شماری زیادی از کشورهای جهان به سوی لغو مجازات اعدام گام برمی‌دارند.ولی متاسفانه در اولین ماه این سال ایران سه نفر به دلیل جرمی که در زمان ارتکاب آن کمتر از ۱۸ سال داشتند و کودک محسوب می‌شدند، و با رسیدن یا گذر از ۱۸ سالگی اعدام شدند :امیرحسین پورجعفر به جرم قتل و تجاوز در ۱۶ سالگی، علی کاظمی به جرم قتل در ۱۵ سالگی و محبوبه مفیدی به جرم قتل همسر در ۱۷ سالگی.
ماده ۳۷ کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک صدور حکم و اجرای حکم اعدام، سلب حیات و حبس ابد غیرقابل بخشش را برای کودکان - تمامی افراد زیر ۱۸ سال - ممنوع کرده است. دستگاه قضایی ایران علی‌رغم ملزم بودن این کشور به رعایت این ماده، سن قانونی ۱۸ سال را به عنوان سن پایان دوره کودکی و نوجوانی به رسمیت نمی‌شناسد.
بعد از انقلاب و آمدن  جمهوری اسلامی در قانون مدنی سن بلوغ را  9 سال قمری برای دختر،. یعنی یک دختر هشت سال و هشت ماهه شد بالغ. یعنی چنین دختری مسئولیت کیفری دارد و می‌شود برای او مثل یک آدم بزرگسال مجازات تعیین کرد و حتی به اعدام محکومش کرد. سال‌ها طول کشید تا بالاخره ۱۳ سال برای دختر و ۱۵ سال برای پسر و آن هم البته فقط در ارتباط با ازدواج تصویب کردند یعنی تازه برگشت به قانون زمان رضا شاه اما همین را هم تعمیم به دیگر مسائل ندادند و این موضوع همین‌طور به صورت لاینحل مانده است.»
ایران و امضا کنوانسیون حقوق کودک
ماده 1 کنوانسیون حقوق کودک (تمام افراد زیر 18 سال کودک محسوب میشود)
ایران یکی از امضاء کنندگان کنوانسیون جهانی حقوق کودک که در آن اعدام کودکان زیر 18 سال منع شده است با این وجود جمهوری اسلامی ایران یکی ازمحدود  کشورهایی است که در سالهای اخیر کودک مجرمان را اعدام میکند.
جمهوری اسلامی وقتی به کنواسیون حقوق کودک در سالهای 94 میلادی پیوست یک تبصره اضافه کرد که مگر در مواردی که این کنواسیون در تضاد است با قوانین اسلامی و از آنجایی که در در قانون مجازات اسلامی سن مسئولیت کیفری 9 سال قمری برای دختر و 15 سال قمری برای پسران در نظر گرفتته شده است و به همین دلیل است که جمهوری اسلامی میگوید این غیر قانونی نیست در حالی که در قانون بین المللی خیلی مشخص نوشته شده است نه تنها در کنوانسیون حقوق کودک بلکه در کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی که ایران سالها قبل به آن پیوست به صراحت آمده که سن مسئولیت کیفری 18 سال است و اعدام و حتی حبس ابد را برای کودک مجرمان ممنوع کرده.
جامعه جهانی عکس العمل هایی داشته است در دهه اول سالهای 2000 این عکس العمل ها شدیدتر بود و این منجر به تغییراتی در قانون مجازات اسلامی شد که متاسفانه این کمکی به پایین آوردن اعدام کودک مجرمان نکرد و حقوق بشر توجهی که میبایست بگیرد از جامعه جهانی و به خصوص اروپا نگرفت ولی به نظر می آید که مسئله اعدام کودک مجرمان از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.
اعدام  در جمهوری اسلامی ایران نه تنها تازگی ندارد  بلکه از اعدام به عنوان ابزاری برای رعب و وحشت استفاده می شود نه برای مبارزه با جرم و نه برای اجرا کردن احکام اسلامی اگر مصلحت نظام در کار نباشد میتوانیم تمام احکام اسلام را زیر پا بگذاریم زیرا مصلحت نظام مهم تر از هر چیزی است به همین دلیل است که اگر با بالا بردن هزینه سیاسی اعدام کودک مجرمان و هر نوع اعدام دیگری به صلاح نظام نباشد و میتوانیم شاهد بهبود های بیشتری باشیم .
فاطیما فردوس: ۶ کودک‌مجرم در آستانه اعدام؛ کودکانی که زیر ۱۸ سال مرتکب قتل شده‌اند و حالا بدون آنکه کودکی کرده باشند، واژه سنگین «قاتل» را کنار اسمشان به دوش می‌کشند. افرادی که حکم قصاص می‌گیرند و اعدام می‌شوند به این امید که دیگر نه کسی کشته شود، نه به کسی تجاوز شود و نه هزار نوع آسیب دیگری که ممکن است جان کسی را بگیرد. اعدام اما راه‌حل بوده؟ آسیب‌ها را کم کرده؟ جلوی قتل و تجاوز را گرفته است؟ بیش از یک سال گذشته زمانی که امیرحسین، قاتل ستایش قریشی اعدام شد، مادر ستایش گفت وقتی شنیدم امیرحسین اعدام شده همان حالی را داشتم که فهمیدم دخترم به قتل رسیده. اگر زمان به عقب برمی‌گشت می‌بخشیدم و نمی‌گذاشتم امیرحسین اعدام شود. در واقع وقتی این مسئله جا بیفتد که اعدام هیچ‌چیزی را درست نخواهد کرد، می‌شود امیدوار بود به ریشه‌یابی وقایعی که رخ می‌دهند. غیر از این باید هر سال شاهد اعدام تعداد زیادی قاتل و .. باشیم که روز به روز هم زیادتر می‌شوند و در این بین خوش‌شانس‌هایشان شاید به دست ان‌جی‌اوها و خیریه‌هایی بیفتند که برای آزادی‌شان پول دیه جمع می‌کنند.
در ادامه خلاصه‌ای از وضعیت ۶ کودک‌مجرم در آستانه اعدام و یک کودک رهاشده از اعدام را می‌بینید:
سجاد سنجری
ماجرا به سال ۹۰ برمی‌گردد؛ زمانی که سجاد تنها ۱۵ سال داشته و در یک درگیری، نوجوانی هم‌سن و سال خودش را به قتل می‌رساند. نزاعی بین دو کودک که منجر به کشته‌شدن یکی از طرفین می‌شود و سجاد قاتل می‌شود. پرونده سجاد را جمعیت امام علی پیگیری می‌کند و خانواده مقتول هم بعد از مدتی می‌پذیرند که دیه را بگیرند و رضایت دهند. رقم دیه هم با کمک‌های مردمی جمع می‌شود اما خانواده مقتول منصرف می‌شوند و می‌گویند سجاد باید اعدام شود. از طرفی دیگر با پیگیری‌های انجمن حمایت از حقوق کودکان قرار شده وجه‌المصالحه زمینی باشد و به خانواده مقتول داده شود تا رضایت دهند اما هنوز قطعی نیست. این در حالی است که سجاد زمانی اقدام به قتل کرده که زیر ۱۸ سال بوده و طبق قوانین بین‌المللی حقوق بشر، اعدام او غیرقانونی است. علاوه بر این سجاد از لحاظ روانی وضعیت مناسبی ندارد و در حال حاضر در زندان کرمانشاه است. لازم به ذکر است سناریویی مبنی بر اینکه سجاد در مقابل تلاش طرف مقابل برای تجاوز به او، اقدام به قتل کرده است هم وجود دارد.



سامان حیدری
ماجرای سامان به سال ۸۵ برمی‌گردد؛ زمانی که ۱۶ ساله بوده و پدرش را به قتل رسانده است. سامان ۱۳ سال است که در زندان به سر می‌برد و متولد سال ۶۸ است. پیچیدگی پرونده سامان به چند مورد بازمی‌گردد؛ مورد اول اینکه عموهایش اصرار داشته‌اند که پدربزرگ سامان درخواست قصاص دارد و ما نمی‌توانیم رضایت دهیم. در این شرایط پدربزرگ سامان هم به دلیل کهولت سن و در سن ۹۰ سالگی فوت می‌کند. مورد دوم هم این است که بعد از مرگ پدربزرگ، عموها و عمه‌های سامان وارد شده‌اند و به‌جز یک عمو و یک عمه، بقیه حاضر به رضایت هستند و مورد سوم که مهم‌ترین نکته پرونده سامان است، این است که شبهه‌هایی مبنی بر این وجود دارد که اصلا سامان پدرش را نکشته و قاتل اصلی دایی او است. به این صورت که سامان را قاتل جلوه داده‌اند به این بهانه که زیر ۱۸ سال است و پدربزرگش او را خواهد بخشید. این در حالی است که خانواده پدر و مادر سامان اختلافات گسترده‌ای داشته‌اند. سامان ۱۳ سال از دوران جوانی‌اش را در زندان بوده و مشخص نیست چه آینده‌ای در انتظار او خواهد بود.
محمد کلهری
ماجرای محمد هم به سال ۹۳ برمی‌گردد؛ کودکی که در سن ۱۵ سالگی در شرایط نامناسب روحی معلمش را به قتل رساند و با وجود تاییدیه پزشکی قانونی مبنی بر عدم سلامت روانی‌اش، حکم اعدام او صادر شده است. نزدیک به یک ماه پیش حکمش صادر شده و خانواده مقتول هم دو راه پیش روی دادستان گذاشته‌اند: صبر کنیم تا فرزندان خشخاشی بزرگ شوند و تصمیم بگیرند یا حبس ابد. دادستان اما قبول نکرده و گفته نمی‌شود خانواده را بلاتکلیف بگذاریم؛ یا باید قصاص کنید یا ببخشید. خانواده محمد هم حالا در انتظار بخشش هستند. قطعا نمی‌شود خانواده مقتول و شرایط نامناسبشان را نادیده گرفت اما مسئله این است که ساختار نامناسب آموزشی شرایطی را فراهم آورده تا یک دانش‌آموز تا حدی در فشار باشد که دچار مشکل روحی و روانی شود و در سن ۱۵ سالگی قاتل شود. هنوز اعاده دادرسی پرونده محمد پذیرفته نشده و نباید در اصرار برای اجرای این حکم، تلاش برخی نمایندگان بروجرد را برای اعدام او نادیده گرفت.
میلاد عظیمی
ماجرای میلاد اما کمی متفاوت است؛ او توانسته رضایت خانواده مقتول را بگیرد و در ازای پرداخت دیه آزاد شود. میلاد در اوایل سال ۹۴ از سوی شعبه ۳ دادگاه انقلاب اسلامی استان کرمانشاه به اتهام قتل مردی با چاقو در یک نزاع دسته جمعی در سال ۱۳۹۲، به قصاص محکوم شد. کودک-مجرمی که در سن ۱۶ سالگی به هواخواهی از همکلاسی‌اش در نزاع دسته‌جمعی دانش‌آموزی شرکت کرده و مرتکب قتل شد اما با کمک مردم و جمع‌آوری مبلغ دیه درخواستی خانواده مقتول و جلب رضایت آنها از اعدام رهایی پیدا کرد.
شایان سعیدپور
شایان سال ۹۴ در یک درگیری زمانی که کمتر از ۱۸ سال داشته، فردی را به قتل می‌رساند. علاوه بر صغر سن مدارکی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد شایان پیش از وقوع حادثه قتل تحت نظر روانپزشک بوده است. او اواخر بهمن‌ماه در حالی از زندان سنندج به زندان سقز منتقل شده که حکم اعدامش توسط دیوان عالی کشور تایید شده است.

کودک آزاری

تجاوز جنسی و دلایل روحی،روانی،اجتماعی 
با توجه به تعاریف کنوانسیونها ی بین المللی در مورد کودک که اشاره به آزادی،محبت،عدالت در رشد کودک و حمایتهای لازم قبل و بعد از تولد تا سن قانونی (18 سالگی یا تحت شرایط خاص قانونی کمتر یا بیشتر می شود)دارد،می توان به مواردی که دلیل آزارو اذیت کودکان می شود اشاره نمود.
مبحث تجاوز جنسی به کودکان از دید همه ادیان،اقوام و فرهنگها عملی شنیع و ضد انسانی محسوب میشود،عواملی اجتماعی این عمل گستردگی و پیچیدگی های خاص با توجه به شرایط و فرهنگها دارد،در ایران مردم که از فرهنگها،قومیتها و ادیان مختلف در کنار هم زندگی می کند،با توجه به تعاریف بین المللی و قوانین داخلی کشور قانون،ماده و تبصره خاصی که مستقیما بازدارنده این عمل باشد وجود ندارد،از طرفی به دلیل عدم آگاهی فرزندان و آشنا نبودن آنها با بعضی از مسایل که از طرف سیستم آموزش و خانواده می بایست یادآوری شوند بیشترین دلایل وقوع این نوع ناهنجاری اجتماعی می باشد.
مشکلات و عوامل اصلی کودک آزاری
حال گام به گام به دلایل مختلف انجام این عمل و مشکلات پیرامون می پردازیم،خانواده که مسئولیت بزرگی در قبال کودک دارد و این مسئولیت زمانی نمود پیدا میکند که ایران دارای یک سیستم آموزشی با ثبات نمی باشد و همانطور که مشاهده می شود با تغییر دولتها وزیر آموزش و پرورش نیز تغییر میکند و این جابه جایی و بی ثباتی در مدیریت سیستم آموزشی ناخواسته تاثیرات منفی بر نحوه اعمال سیاستهای کلان سیستم آموزشی که واقعا مهم و تاثیر گذار است می شود
تمامی بار مالی و معنوی آموزش بر دوش خانوادها تحمیل می شود،این شروع یک بی اخلاقی در برخورد با کودک است چرا که نحوه تدریس معلم،پدرو مادر و معلم خصوصی در کنار کتابهای آموزشی و کمک درسی کودک را دچار پاردوکس کرده و ناخواسته به سمت اما و اگر می رود،همه خانواده ها توانایی کمک های لازم جهت رشد کودکان را ندارندچه در مسائل مالی و چه در زمینه همکاری در تدریس و پرورش استعداد کودک از این رو کودکان به نوعی ناخواسته ناصادق،بی مسئولیت،عدم توجه به مسائل عاطفی می شوند.در کنار این مسائل مطرح شده باید مذهب را هم در نظر داشت که کودکان را(بخصوص دختران) ملزم به اجرای یکسری قوانین می کند مثل پوشیدن مقنعه از ابتدایی ورود به مدرسه در حالی که در ساعات فراغت یا حتی در خانه و در کنار وابستگان این اجبار بجز در برخی خانوادها وجود ندارد.
از سنین پایین به کودک می گویند که محرم یا نامحرم وجود دارد،پوشش مناسب آن است که ما می گوییم و این اجبار قانونی که شرعی نامیده می شود موجب تفکیک جنسیتی و ایجاد حساسیت به جنس مخالف در کودکان می شود،این حساسیت در کنار عدم آگاهی در مورد نقاط خصوصی بدن که باید به کودک آموزش داده شود ولی متاسفانه اینگونه نیست که عمده دلیل آن وجود نوعی حس شرم از طرف خانواده و عدم توجه آموزش و سیستم آموزشی به این امر مهم است،کودک نمی داند که بعضی از اجزای بدن او فقط مربوط به خودش است و این نبود شفافیت ادامه دار می شود تا زمانی که کودک با یک کنش (چه فردی،هورمونی،اجتماعی)روبه رو می شود،باز هم به دلیل شرم از بازگو کردن آن پیش روی اطرافیان می مانند پدرو مادر و ... خود داری می کند.
عدم آموزش و آگاهی 
پاردوکس ،عدم آگاهی فردی و اجتماعی،نبود سیستم آموزشی سالم،رسانه ای مختص آموزش کودکان بدون در نظر گرفتن شرع و قوانین دست و پاگیر موجبات شروع پدیده شنیع آزار جنسی کودکان است،کودک نمی داند که نقاط خصوصی بدن او نباید دید،یا لمس شود و در صورت بروز این عمل بدلیل شرم و نبود اعتماد به اطرافیان بصورت یک راز که همراه با ترس و وحشت فراوان است دچار می شود،این ترس و شرم زمانی به وجود می آید که کودک به سئولات خود جواب منطقی و قانع کننده ای نرسیده است به طور مثال کودک در پاسخ سئوال اینکه من از کجا آمده ام که می تواند اولین سئوال جنسی هر کودکی باشد با جوابهای واهی و غیر اصولی روبه رو می شود،حال باید این نکته را مد نظر داشت که بغل کردن کودک پسر توسط مادر یا دختر توسط پدر از یک سنی به بعد انجام  نمی شود در صورتی که این حداقل محبتی است که می توان جهت دارکردن میل و غرایز را در کودک موجب شود،ابراز علاقه به صورت بوس خوابیدن در بغل والدین و نوازش که کودکان واقعا به آن نیاز دارند در جوامع مذهبی مثل ایران تا حدودی تابع شرع و شرم و حیای بی جا می باشد در کنار کمبود این محبتها و وجود سوالات بی پاسخ،دسترسی بدون برنامه به فضای مجازی    رابطه های مختلف کودکان در خارج و داخل  خانه می توانند شروع کننده تجاوزات جنسی پنهانی شوند که در بعضی مواقع به قتل ختم می شود.
سند 2030 یونسکو هدف چهارم: تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه
– تضمین آموزش رایگان همگانی تا دیپلم به صورت رایگان و دسترسی به آموزش های پیش دبستانی
– توسعه آموزش های فنی و حرفه ای
– دسترسی عمومی به تحصیلات دانشگاهی
– ریشه کنی نابرابری های جنسیتی در آموزش و تضمین دسترسی برابر به همه مقاطع آموزش و تربیت فنی و حرفه ای برای اقشار آسیب پذیر از جمله معلولان ، افراد بومی وکودکانی که در شرایط آسیب پذیر زندگی می کنند و یا خود آسیب پذیر هستند
– آموزش سواد به بزرگسالان
– تضمین این که همه فراگیران به دانش و مهارتهای لازم برای ترویج توسعه پایدار دست یابند به وِیژه از طریق آموزش برای توسعه پایدار و آموزش و ترویج شیوه های زندگی پایدار، حقوق بشر، تساوی جنسیتی، ترویج فرهنگ صلح و نبود خشونت، شهروندی جهانی و احترام به تنوع فرهنگی و مشارکت فرهنگ در تحقق توسعه پایدار
– بروز رسانی امکانات آموزشی و تامین فضاهای دور از خشونت برای آموزش
– افزایش تعداد بورس های اعطایی در رشته های فنی و حرفه ای و فناوری اطلاعات و مهندسی و علمی
– افزایش قابل ملاحظه تأمین معلمان
مخالفت رهبر ایران و علمای دینی با سند 2030 یونسکو   
یکی از دلایل مخالفت علما و رهبر ایران با سند 2030 یونسکو همین هدف چهارم بود چرا که آنها بر این باورند که این هدف خارج از موازین اسلام و شرع است تعبیر علما و رهبری این چنین است: که این هدف باعث ترویج سکس و آموزشهای جنسی در بین کودکان است اما با نگاهی به خود سند میتوان فهمید که اجرای این سند چقدر در روند رفاه و سلامت جامعه مفید بوده است    

ضرب و جرح شکیلا منفرد زندانی سیاسی توسط یکی از زندانیان جرائم عمومی

شکیلا منفرد، زندانی سیاسی، که دوران محکومیت خود را در زندان قرچک ورامین سپری می‌کند، توسط یکی از زندانیان جرائم عمومی این زندان مورد ضرب و ش...