‏نمایش پست‌ها با برچسب کودک ازاری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کودک ازاری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ آذر ۲۸, پنجشنبه

طی ۶ ماه نخست سال جاری؛ ثبت ۱۸۰۰ مورد کودک آزاری در اصفهان

یکشنبه ۲۴ آذرماه، معاون اجتماعی بهزیستی اصفهان از ثبت ۱۸۰۰ مورد کودک آزاری طی شش ماه نخست سال جاری، در این استان خبر داد. بنا بر گفته وی ۶۲ درصد از موارد ثبت شده مربوط به دختران و نیمی از کودک آزاری‌ها از نوع فیزیکی بوده است.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، امروز یکشنبه ۲۴ آذرماه ۱۳۹۸، مجتبی ناجی، معاون اجتماعی بهزیستی اصفهان گفت: “بالغ بر ۱۸۰۰ کودک آزاری در شش ماه اول امسال در استان اصفهان گزارش شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۵ درصد افزایش داشته است”.


وی با بیان اینکه ۶۲ درصد از کودک آزاری‌ها دختر بوده‌اند، افزود: “حدود ۵۰ درصد کودک آزاری‌ها از نوع فیزیکی، ۳۵ درصد از نوع غفلت از نیازهای کودک، چهار درصد جنسی و مابقی از نوع روانی و عاطفی بوده است”.

مجتبی ناجی، ادامه داد: “تعداد ۵۰ درصد از موارد بد سرپرستی در سال ۹۷ اعتیاد یک یا هردو والد بوده است که بر این اساس تعداد ۲۲۰ کودک بی سرپرست و بد سرپرست در معرض آسیب تحویل مراکز شبانه روزی شده‌اند”.
لازم به یادآوری است که در بهمن ماه ۹۷، حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته بود که طی سال گذشته حدود یک میلیون تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ از سوی مردم گرفته شده که از این میان حدود ۱۱ هزار تماس در ارتباط با کودک آزادی بوده است.

۱۳۹۸ آذر ۲۲, جمعه

۲۳۰ کودک خیابانی در اردبیل شناسایی شد؛ ۱۰ درصد کودکان خیابانی در اردبیل غیربومی هستند




مدیرکل بهزیستی استان اردبیل گفت: در حال حاضر ۲۳۰ کودک خیابانی در اردبیل شناسایی شده است.به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، بهزاد ستاری بعد از ظهر امروز در جلسه شورای هماهنگی دستگاه‌های زیر مجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اردبیل اظهار داشت: در حال حاضر دو نهاد خیریه در راستای ارائه حمایت و خدمات لازم به کودکان خیابانی در حال فعالیت هستند
وی با اشاره به این که 230 کودک خیابانی در اردبیل شناسایی شده است بیان کرد: 90 درصد کودکان خیابانی استان بومی و 10 درصد غیربومی هستند که درصدد هستیم با تلاش مسئولان و دستگاه‌های مربوطه از جمله بهزیستی و آموزش و پرورش کودکان محروم از تحصیل را به چرخه آموزشی بازگردانیم.
مدیرکل بهزیستی استان اردبیل تصریح کرد: ارائه تسهیلات ضروری برای سرپرستان کودکان کار و نیز ارائه خدمات درمانی و نیز بهره‌مندی از درمان تامین اجتماعی از برنامه‌هایی است که به عنوان اولویت اساسی و مهم مطرح بوده و برنامه‌ریزی‌های لازم در این زمینه انجام یافته است.
ستاری تصریح کرد: همکاری‌های لازم با بانک‌های رفاه کارگران و توسعه تعاون در این زمینه مبنای کار قرار گرفته و مدیران دستگاه‌های اداره تعاون استان ارائه آموزش‌های رایگان مهارتی به کودکان خیابانی و خانواده‌های آنان را در دستور کار قرار داده است که اقدامات لازم در حال انجام است.
وی بیان کرد: انتظار می‌رود بانک‌ها در اعطای تسهیلات خوداشتغال و کارفرمایی با ما همکاری لازم را داشته باشند تا بتوانیم در راستای ارائه خدمات به این کودکان ورود پیدا کرده و به اهداف خود در این زمینه جامه عمل بپوشانیم که این موضوع به عنوان یک محور اصلی در سازمان بهزیستی استان مطرح است.

۱۳۹۸ شهریور ۱۸, دوشنبه

بیشترین تماس با مرکز فوریت های اجتماعی تهران در ارتباط با کودک آزاری است

۱۷ شهريور ۱۳۹۸

پایگاه خبری / تحلیلی نگام، به گفته مدیرکل بهزیستی تهران در سه ماهه اول سال جاری یک هزار و ۶۰۸ تماس با خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی برقرار شده است که بیشتر آن مربوط به کودک آزاری و ۲۵۱ مورد دیگر مربوط به همسر آزاری بوده است. وی همچنین اعلام کرد که ۶۸ مورد کودک آزاری طی این مدت در این مرکز پذیرش شده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا ، امروز شنبه ۱۶ شهریورماه ۱۳۹۸، داریوش بیات نژاد، مدیرکل بهزیستی استان تهران از ثبت هزار و ۶۰۸ با خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی طی ۳ ماه اول سال جاری خبر داد.

بیات نژاد افزود: در اورژانس اجتماعی خط ۱۲۳ در سه ماهه اول سال جاری یک هزار و ۶۰۸ تماس برقرار شد که بیشتر آن مربوط به کودک آزاری بود؛ همچنین ۲۵۱ مورد همسر آزاری، ۱۱۸ مورد سالمند آزاری، ۵۱ مورد معلول آزاری، ۱۴۷ مورد خشونت خواهر و برادر، ۷۸ مورد اقدام به خودکشی، ۴۱ مورد افکار خودکشی، ۴۱۴ مورد فرار از منزل، ۳۰۴ مورد زوجین متقاضی طلاق، ۳۱۰۷ مورد اختلافات خانوادگی، ۵۸۳ مورد دختران در معرض آسیب اجتماعی، ۵۶۵ مورد آزار کودکان خیابانی، ۶۳ مورد اختلال هویت جنسی، ۶۶ مورد بد سرپرستی و یک‌هزار و ۳۸۶ مورد دیگر  تماس‌هایی بود که نیازمند به ارجاع بودند با این خط تماس گرفتند.
وی ادامه داد: در سه ماهه اول سال جاری ۳۲۳ نفر به صورت سرپایی و ۱۶۹ به صورت موقت در مراکز شبانه‌روزی مداخله در بحران پذیرش شدند.

بیات‌نژاد درباره خدمات و اقدامات تخصصی و حقوقی این تعداد پذیرش در انواع مسائل و مشکلات گفت: ۲۵ مورد در بحث همسر آزاری، ۶۸ مورد کودک آزاری، ۳ مورد سالمند آزاری، ۲ مورد والد آزاری، ۲۷ مورد خشونت سایر بستگان، ۶ مورد خشونت خواهر و برادر، ۴ مورد افکار خودکشی، ۱۰ مورد اقدام به خودکشی، ۲ مورد کودک خیابانی، ۵۰ مورد زنان و دختران درمعرض آسیبهای اجتماعی، ۴۵ مورد فرار از منزل، ۳۸ مورد متقاضی طلاق، ۷ مورد اختلال هویت جنسی، ۱۵۱ دختران بی سرپرست نیازمند حمایت‌های اجتماعی،۴۶ مورد مساعدت‌های مالی مورد درخواست و ۸ مورد مواردی دیگر گزارش شده است.

در بهمن ماه ۹۷، حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته بود که طی سال گذشته حدود یک میلیون تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ از سوی مردم گرفته شده که از این میان حدود ۱۱ هزار تماس در ارتباط با کودک آزادی و حدود ۱۰ هزار تماس در ارتباط با همسر آزاری بوده است.​

۱۳۹۸ شهریور ۷, پنجشنبه

مرگ دختر ۶ ساله بر اثر شکنجه‌های دلخراش مرد سنگدل/ برای ساکت کردنش او را با سیم و سیگار داغ می‌کردم!

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، ماجرای مرگ دردناک «حدیثه» یازدهم دی سال گذشته زمانی قلب‌ها را تکان داد که زنگ تلفن قاضی ویژه قتل عمد مشهد به صدا درآمد و نیرو‌های اورژانس اجتماعی بهزیستی، از وضعیت وخیم کودکی سخن گفتند که توسط یک زوج جوان به مرکز درمانی منتقل شده بود.

در پی دریافت این خبر بلافاصله قاضی کاظم میرزایی به همراه کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی و پزشک قانونی عازم بیمارستان امدادی شد و به تحقیق در این باره پرداخت. بررسی‌های میدانی مقام قضایی در بخش آی‌سی یو بیمارستان شهید کامیاب نشان داد که «حدیثه» را زن جوانی به مرکز درمانی انتقال داده و مدعی شده است دختر شش ساله حال خوبی ندارد و دچار تشنج می‌شود! اما پزشکان آثاری از علایم بازگشت به زندگی در کودک مذکور نمی‌دیدند بنابراین احتمال مرگ مغزی این دختر معصوم قوت گرفت.

مرگ دردناک حدیثه در دنیای افیونی ها!

آثار سوختگی‌های عفونی شدید بر اندام حساس و همچنین بقایای سوختگی با سیگار و سیم داغ که بر پیکر نحیف این دختر نقش بسته بود، حکایت از تکرار تلخ سریال کودک آزاری‌های هولناک داشت. پوست زخمی پیشانی و سر این کودک بی گناه نیز از عمق فاجعه‌ای خبر می‌داد که حدیثه توسط فرد یا افراد معتاد به این روز افتاده است. بنابر گزارش خراسان، قاضی ویژه قتل عمد با دیدن این صحنه‌های تکان دهنده، در حالی دستور تحقیقات گسترده توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی را صادر کرد که مشخص شد، زن و مرد جوانی که کودک را به مرکز درمانی برده اند با دستور قضایی بازداشت و با صدور قرار قانونی روانه زندان شده اند.

این پرونده کودک آزاری زمانی رقت بارتر شد که پزشکان متخصص پس از انجام معاینات دقیق تخصصی، مرگ مغزی این دختر بی گناه را تایید کردند. این گونه بود که پرونده مذکور رنگ جنایی گرفت و تلاش‌های قاضی کاظم میرزایی برای افشای حقیقت این ماجرای دلخراش ادامه یافت.

زن و مرد جوان در بازجویی‌های مقدماتی بیان کردند که حدیثه دختر آن‌ها نیست و پدر و مادر واقعی اش زوج معتادی هستند که او را برای نگهداری به آن‌ها سپرده اند. در همین حال متهمان پرونده مدعی شدند، چند روز قبل ظرف آب جوش روی اجاق تک شعله در وسط اتاق قرار داشت که حدیثه آب جوش را روی خودش ریخت! بنابراین گزارش، بالاخره گروه ویژه‌ای از کارآگاهان ورزیده پلیس آگاهی با دستور سرهنگ غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی آگاهی خراسان رضوی) بازجویی‌های تخصصی از مرد ۳۰ ساله‌ای به نام سیاوش را آغاز کردند تا این که وی به کودک آزاری‌های هولناک اعتراف کرد و مدعی شد حدیثه را زنی کارتن خواب به او سپرده است!

در پی اعتراف این مرد، روز گذشته مقدمات بازسازی صحنه جرم فراهم شد و «سیاوش – ح» درحالی که حلقه‌های قانون بر دستانش خودنمایی می‌کرد به محل ارتکاب جرم در خیابان کوشش مشهد هدایت شد. او که در حضور قاضی ویژه قتل عمد مشهد مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاده بود با بیان این که در شب حادثه به دلیل مصرف قرص حال طبیعی نداشت به تشریح ماجرای تلخ مرگ حدیثه پرداخت و گفت: من خانواده‌ای ندارم فقط به یاد می‌آورم که مرا پیرمردی سه چرخه دار که اهل شمال کشور بود بزرگ کرد!

متهم این پرونده جنایی ادامه داد: در پنجراه پایین خیابان مشهد (میدان عدالت) انگشتر می‌فروختم تا هزینه‌های زندگی ام را تامین کنم البته چندین سابقه کیفری به دلیل سرقت و مواد مخدر نیز دارم! ولی مدتی قبل زن معتادی که در همان منطقه با جمع آوری زباله روزگارش را می‌گذراند و از من مقادیری مواد مخدر گرفته بود، گفت: توان نگهداری از دختر شش ساله اش را ندارد! آن زن دختر را به من سپرد من هم دیگر به دنبال او نرفتم! با وجود این دختر شش ساله معتاد بود و گاهی به مواد مخدر من دستبرد می‌زد تا با مصرف آن آرام بگیرد! این موضوع از یک سو و بی قراری هایش از سوی دیگر مرا عذاب می‌داد تا این که مجبور می‌شدم برای ساکت کردنش او را با سیم یا سیگار داغ کنم! اما او باز هم به دلیل این که آب جوش روی پایین تنه اش ریخته بود، آرامش نداشت و همواره ناله می‌کرد! این معتاد بی رحم در ادامه اعترافات تلخ خود افزود: من خودم سه فرزند دارم و آن دختر را در آشپزخانه می‌خواباندیم تا این که به خاطر سوزش بدنش خواب به چشمانش نمی‌آمد من هم از یک هفته قبل با پماد‌هایی که در خانه داشتیم محل زخم ناشی از سوختگی را باندپیچی می‌کردم تا این که شب حادثه دوباره به دلیل درد ناشی از سوختگی هایش بیدار شد و بی قراری کرد من هم که قرص خورده بودم و حال خوبی نداشتم او را به درون حمام بردم و به جای آب سرد آب جوش را باز کردم که پا‌ها و اندام پایین او دچار سوختگی شدید شد و حالت تشنج گرفت. در این لحظه همسرم را بیدار کردم تا این بار حدیثه را به بیمارستان ببریم! اما وقتی پزشکان بیمارستان امدادی وضعیت وخیم کودک را دیدند با مراکز امدادی و بهزیستی تماس گرفتند و ما دستگیر شدیم! بعد از آن هم دختر شش ساله دچار مرگ مغزی شد و جان سپرد.

گزارش ها حاکی است درحالی که هنوز پدر و مادر واقعی این کودک معصوم پیدا نشده اند، اطرافیان متهم به قتل تلاش کردند تا زنی را که حتی شناسنامه هم ندارد به جای مادر وی به دادسرا معرفی کنند و این گونه او از خونخواهی قاتل بگذرد، ولی با هوشیاری قاضی کاظم میرزایی این نقشه زیرکانه نافرجام ماند و از آن مادر قلابی هم دیگر خبری نشد! شایان ذکر است در آغاز بازسازی صحنه جرم که سرهنگ علی بهرامزاده (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی) نیز حضورداشت، کارآگاه حمیدفر (افسر پرونده) به تشریح خلاصه‌ای از محتویات این پرونده جنایی پرداخت و در پایان نیز قاضی میرزایی با صدور قرار قانونی متهم ۳۰ ساله را روانه زندان کرد تا بررسی‌های بیشتری درباره این ماجرای دردناک صورت گیرد.

۱۳۹۸ تیر ۳۱, دوشنبه

ضارب کودک آبدانی به دادستانی احضار شد

۳۰ تیر ۱۳۹۸
تسنیم نوشت: دادستان بوشهر با اشاره به کودک آزاری در شهر آبدان شهرستان دیر گفت: پس از انتشار این موضوع در فضای مجازی دادستان شهرستان دیر حکم احضار ضارب به دادستانی صادر کرد.
علی حسن‌پور با بیان اینکه کودک آزاری در شهر آبدان شهرستان دیر در فضای مجازی منتشر شد اظهار داشت: کودکی که در حین دست کاری به صندوق خیریه‌ای در شهر آبدان بود توسط شخصی  مورد ایراد ضرب و جرح قرار می‌گیرد. وی با بیان اینکه این واقعه در فضای مجازی انتشار می‌یابد تصریح کرد:
دادستان شهرستان دیر پس از مشاهده این واقعه، پرونده‌ آن  تشکیل می‌دهد و حکم  احضار  شخص ضارب به دادستانی را به ضابطین دستگاه قضا«نیروی انتظامی» صادر می‌کند.
دادستان بوشهر با بیان اینکه پرونده در مرحله تحقیقاتی است افزود: شخص ضارب ربطی به مامور شهرداری آبدان نداشته و این اقدام انجام شده بر حسب وظیفه سازمانی نبوده بلکه به عنوان یک شهروند عادی بوده است.
حسن‌پور با اشاره به اینکه شخص ضارب باید پاسخگوی رفتار خود نسبت به کودکی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته باشد گفت: هنوز هویت واقعی این واقعه مشخص نشده که پس از انجام مرحله تحقیقات اطلاع‌رسانی می‌شود.

۱۳۹۸ تیر ۴, سه‌شنبه

«اختلافات حاد خانوادگی» بیشترین علت تماس با اورژانس اجتماعی

مدیرکل بهزیستی استان تهران ضمن تشریح جزئیات تماس با خط اورژانس اجتماعی در استان تهران گفت: در سال گذشته بیش از ۶ هزار تماس مرتبط با کودک آزاری در استان تهران با خط اورژانس
اجتماعی برقرار شده است.داریوش بیات نژاد در گفت و گو با ایسنا، با بیان اینکه «اختلافات حاد خانوادگی» بیشترین علل تماس با خط اورژانس اجتماعی در سال ۹۶ و ۹۷ را به خود اختصاص داده است، گفت: میزان تماس‌ها در مورد این موضوع در سال ۹۶، ۱۷ هزار و ۷۷۴ مورد بوده است که این رقم در سال ۹۷، بیش از ۱۱ هزار مورد را به خود اختصاص داده است.وی با بیان اینکه در سال ۹۶، ۶۴۸۰ مورد تماس در مورد کودک آزاری با خط تلفن اورژانس اجتماعی در استان تهران برقرار شده است، گفت: این رقم در سال ۹۷ حدود ۱.۵ درصد کاهش یافته و به ۶۳۸۲ مورد رسیده است.

مدیرکل بهزیستی استان تهران ادامه داد: بیش از ۳۵۰۰ مورد تماس در مورد زنان آسیب دیده اجتماعی با این خط برقرار شده که این رقم در سال ۹۷ به حدود ۲۱۰۰ مورد رسیده است.
به گفته بیات نژاد حدود ۳۴۰۰ تماس در سال ۹۶ مربوط به کودکان کار و خیابان بوده است که این رقم در سال ۹۷ به حدود ۲۰۰۰ مورد رسیده است. همچنین ۱۷۹۰ زوج متقاضی طلاق در سال ۹۶ با این خط تماس برقرار کردند که این رقم در سال ۹۷ به حدود ۱۱۵۰ مورد رسیده است.
وی با اشاره به اینکه ۴۱۹ مورد از تماس‌ها نیز مربوط به افراد دارای اختلال هویت جنسی بوده است گفت: این رقم با کاهش حدود ۳۸ درصدی به ۲۵۸ مورد در سال ۹۷ کاهش یافته است.
مدیرکل بهزیستی استان تهران ادامه داد: در سال ۹۶، ۲۱۲ مورد اقدام به خودکشی با خط اورژانس اجتماعی برقرار شده است. این در حالیست که این تماس‌ها در سال ۹۷ با افزایش ۴۵ درصدی به ۳۰۹ مورد افزایش یافته است. بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده در مورد تماس‌های برقرار شده با خط اورژانس اجتماعی بیشترین درصد تغییرات مربوط به تماس در مورد “خودکشی” بوده است.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

اعترافات مرد شرور به آزار و اذیت ۲۰ زن و کودک/ زنگ صدها خانه را می‌زدم تا کودک تنها پیدا کنم/ متهم مفسد فی‌الارض معرفی شد

به گزارش ایلنا، رسیدگی به این پرونده از ۷ دی سال گذشته و با شکایت مرد جوانی به کلانتری ۱۳۰ نازی‌آباد آغاز شد. در نخستین تحقیقات مرد جوان گفت: من و همسرم مثل همیشه به محل کار رفته بودیم و دختر ۸ ساله‌ام در خانه تنها بود. در زمان نبود ما مرد ناشناسی زنگ خانه را به صدا درآورده و مدعی شده پولی را که از من قرض گرفته بود پس آورده و با این بهانه از دخترم خواسته در خانه را برایش باز کند
تا هم پول را تحویل بگیرد و هم رسیدی برای تحویل پول از او بگیرد. دختر ۸ ساله‌ام هم بی‌خبر از همه جا در را برای او باز می‌کند. اما مرد جوان پس از ورود به خانه او را مورد آزار و اذیت قرار داده و علاوه بر آن مقداری پول نیز از خانه به سرقت برده است.

با شکایت مرد جوان، بلافاصله به دستور بازپرس جنایی تحقیقات از سوی کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت آغاز شد. در ادامه شکایت‌های مشابه دیگری نیز به دست پلیس رسید. در نهایت پس از بازبینی دوربین‌های مداربسته خانه‌هایی که فرزندان آنها مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند و چهره‌نگاری متهم و تطبیق چهره به‌دست آمده با آلبوم متهمان اداره آگاهی، موفق به شناسایی متهم شدند.

امیر مرد ۳۲ ساله ساعت ۱۰ شب چهارشنبه ۱۲ دی در مخفیگاهش بازداشت شد. متهم ۳۲ ساله در تحقیقات به آزار و اذیت ۲۰ پسر و دختر و زن اعتراف کرد و در رابطه با شگردش گفت: زنگ خانه‌ها را می‌زدم و اگر بچه‌ها آیفون را جواب می‌دادند از آنها سراغ خانواده‌شان را می‌گرفتم، وقتی می‌گفتند که در خانه تنها هستند به بهانه اینکه برای پدرشان پول آورده‌ام از آنها می‌خواستم در را برایم باز کنند تا پول را تحویل‌شان دهم. وقتی وارد خانه می‌شدم، با تهدید چاقو دست و پای آنها را با طناب یا روسری داخل خانه می‌بستم و در اتاق خواب یا حمام زندانی‌شان می‌کردم و آنها را مورد آزار و اذیت قرار داده و بعد از آن پول و طلاها را سرقت می‌کردم. در روز زنگ صدها خانه را می‌زدم تا یک بچه تنها در خانه پیدا کنم.
وی درباره انگیزه خود از این جنایت‌های سیاه گفت: ۱۵ سالم بود که به خاطر شکستن شیشه یک خانه به کانون اصلاح و تربیت رفتم. آخرین بار هم سه ماه قبل از زندان آزاد شدم. من معتادم و شیشه می‌کشم هر بار که شیشه می‌کشیدم صدای یک نفر را می‌شنیدم که به من می‌گفت بروم دزدی.

با اعتراف امیر، تحقیقات ادامه یافت و در نهایت ۲۰ شاکی این پرونده شناسایی شدند. از آنجایی که طبق تحقیقات صورت گرفته و اظهارات متهم، تعداد قربانیان او بیش از ۲۰ نفر بودند اما خانواده‌های دیگری شکایت نکرده بودند، بازپرس دشتبان از شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران به خاطر تعدد جرایم متهم، کیفرخواست امیر را به اتهام مفسد فی‌الارض صادر کرد. پرونده متهم با اتهام افساد فی‌الارض به دادگاه انقلاب ارجاع شد. اما از جنبه آدم‌ربایی، سرقت و ضرب و جرح پرونده در شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران در حال رسیدگی است

۱۳۹۸ فروردین ۶, سه‌شنبه

مردی که سالها دختران خود را مورد تجاوز جنسی و آزار قرار داده بود بازداشت شد

مردی در پاکدشت تهران که دو دختر خود را سالیان طولانی مورد تجاوز جنسی قرار داده بود بازداشت شده است. این مرد دختر خود را از ۸ سالگی با ذکر اینکه شبیه همسرش است مورد تجاوز قرار داده است. دو دختر این مرد که در یکی از کارخانه های پاکدشت زندگی می کنند اکنون پس از ۲۰ سال راز خود را برملا کرده اند.روزنامه شرق گزارشی منتشر کرده است که بر اساس آن مردی که با دو دختر خود در کارخانه ای در پاکدشت زندگی می‌کرد سالیان طولانی فرزندان خود را مورد تعرض قرار داده است.

در این گزارش آمده است: «جایی در شهرک صنعتی عباس‌آباد، در دفتر یکی از کارخانه‌های تولیدی قرار گذاشته‌ایم. زنی جوان و زیبا، با چشمانی نگران، به همراه پسری نوجوان روبه‌رویمان نشسته‌اند. زانوهای پسرک نحیف و لاغر به وضوح می‌لرزند. ضبط صوت را هنوز روشن نکرده‌ام که رئیس کارخانه می‌گوید: الان بخشی از خانواده روبه‌روی شما نشسته‌اند. می‌خواهند همه چیز را بگویند. به صورت وحشت‌زده زن جوان نگاه می‌کنم و می‌گویم: شما یکی از دخترها هستید؟ زن در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید: نه خانم! من مادرشان هستم. مادر سمیرا و سمانه که بعد از ۱۹ سال دیدمشان. این هم پسرم، ایمان است. خانم من می‌خواهم به همه بگویم که همسر سابقم از هشت‌سالگی به دخترم تعرض می‌کرده و حالا تنها با قرار کفالت بازداشت است و اگر بیرون بیاید، بچه‌هایم خودشان را می‌کشند.

مدیر کارخانه که او را حاج‌آقا صدا می‌زنند، بیرون دفتر می‌رود و همراه با دو دختر جوان داخل می‌آید. یکی از دخترها ماسک به صورت دارد. جلو می‌آید و سلام می‌کند. می‌گویم ماسکت را بردار… با احتیاط ماسک را از روی صورتش برمی‌دارد… دور لب‌ها و صورت دختر جای سوختگی تازه دارد؛ تاول‌هایی که کنده شده، می‌پرسم صورتت چه شده؟ می‌گوید: بابا با قاشق سوزانده! می‌گویم چرا و دختر آرام می‌گوید: چون در کارخانه با دخترها خندیده بودم، گفت: چرا می‌خندی و بعد صورتم را با قاشق داغ سوزاند…

ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آنها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که ۲۰ سال آزگار مورد سوءقصد و آزار… قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.

داستان از یک تماس تلفنی به روزنامه «شرق» آغاز شد. ظهر روز یکشنبه که تازه کار آغاز شده بود، مردی با روزنامه «شرق» تماس گرفت و گفت مسئول کارخانه‌ای در پاکدشت است و بعد از پیگیری‌های متعدد متوجه شده که نگهبان کارخانه دختر بزرگش را بارها مورد آزار قرار داده و دختر دیگرش را نیز مدام کتک می‌زند. با این اطلاعات، به همراه مددکار یکی از مراکز مددکاری خصوصی روانه شهرک صنعتی عباس‌آباد شدیم. متأسفانه اطلاعات و جزئیاتی که در تماس تلفنی اول اعلام شد کاملاً درست بود. کارخانه با وجود تحریم‌های کمرشکن همچنان پابرجاست و همه چیز منطقی به نظر می‌رسد. طبقه بالای کارخانه مدیر و دوست معتمدش که فرد تماس‌گیرنده با «شرق» است ایستاده، درست مانند بادیگارد بالای سر دو دختر. دختر کوچک‌تر که چشم چپش کمی انحراف دارد، سمانه است. دست‌هایش می‌لرزد و مدام گوشه ناخنش را می‌کند. سمانه به مدیر کارخانه همه چیز را گفته. حاج‌آقا می‌گوید: پدر این بچه‌ها دو سال بود که نگهبان این کارخانه بود. آدم آرام و مرموزی بود و ادعا کرده بود مادر بچه‌ها سال‌ها پیش مرده است. به بهانه این که دخل و خرجش کفاف زندگی را نمی‌دهد، از ما در زمین روبه‌رویی کارخانه اتاقی اجاره کرده بود و با دو دخترش آنجا زندگی می‌کرد. خودش و دو دخترش از ما سر جمع ماهی نزدیک به پنج میلیون تومان می‌گرفتند. بعد از مدتی من به او اصرار کردم که باید برای این دخترها یک خانه مناسب در پاکدشت بگیری، اصلاً تو میان این دو دختر در یک وجب جا چه می‌خواهی؟ اما حامد، پدر این دو بچه، اصرار کرد که به او فرصت بدهیم. تا این که دو هفته پیش، من به ماسک‌زدن دختر بزرگش، سمیرا مشکوک شدم. از دختر پرسیدم که صورتت چه شده و او گفت روی صورتش روغن داغ هنگام آشپزی پاشیده، اما رفتارها برایم مشکوک بود، آن قدر دختر کوچک را سؤال‌پیچ کردم که بالاخره دختر گفت که پدرش شب‌ها خواهرش را اذیت می‌کند و او و خواهرش را با کابل، زنجیر، سیم برق، چاقو و قاشق داغ مورد شکنجه قرار می‌دهد.

گریه‌های مادر دخترها به هق‌هق می‌رسد و پسر جوان نیز آرام گریه می‌کند. حاج‌آقا ادامه می‌دهد: ما با اورژانس اجتماعی تماس گرفتیم و ماجرا را شرح دادیم اما خبری نشد. بعد از پیگیری‌ها، یک بار سر زدند و گفتند باید دستور قضائی داشته باشیم. رفتند دستور قضائی بیاورند و خبری نشد. دیگر کاسه صبرمان لبریز شده بود. خودم شخصاً به دیدار نماینده دادستان در پاکدشت رفتم و ماجرا را شرح دادم. دادستان اقدام فوری کرد و مرد را دستگیر کردند اما شنیده‌ام که با قرار کفالت بازداشت شده و به‌زودی بیرون می‌آید.

سمیرا و سمانه در تمام این سال‌ها پابه‌پای پدر کار کرده‌اند، درس را نیمه‌کاره رها کرده‌اند و حتی دیپلم ندارند. آنها در کارخانه محصولات را بسته‌بندی می‌کنند. در تمام این سال‌ها دختر کوچک‌تر، یعنی سمانه شاهد آزار خواهرش بوده، اما هرگز هیچ چیزی نگفته. دیگر جانم به لبم رسیده بود. حاج‌آقا که پرسید، دلم را به دریا زدم و همه چیز را تعریف کردم. حالا بابایم که برگردد، هر دوی ما را می‌کشد. ایمان و سمانه هر دو نقص جسمانی کوچکی دارند. چشم چپ سمانه کمبود بینایی و انحراف دارد و یکی از گوش‌های ایمان هم شکل نگرفته است. مادرشان می‌گوید: این دو را که حامله بودم، آن قدر توی شکمم مشت زد که بچه‌ها مشکل‌دار شدند. می‌خواست سمانه را توی بیمارستان بگذاریم و برویم. آن قدر گریه کردم که خانواده‌ای دلشان سوخت و هزینه بیمارستان را دادند و من بچه‌ام را گرفتم.

سمیرا دختر غمگینی است، اما شجاع به نظر می‌رسد. می‌گوید اوایل هر روز و حالا هر دو هفته یک بار مورد آزار پدر قرار می‌گرفته. آرام و شمرده حرف می‌زند و می‌گوید: اول که اصلاً زورم نمی‌رسید. هشت سالم بود و نمی‌فهمیدم داستان از چه قرار است. هی نگاهم می‌کرد و نام مادرم را می‌برد. دیگر یک بار گفت تو شبیه زنم هستی و من کمبودم را با تو جبران می‌کنم. می‌گفت اگر به کسی بگوییم، ما را می‌کشد. هر چند وقت یک بار سراغم می‌آمد. به‌جز مادرم، سه بار دیگر ازدواج کرد و هر سه مرتبه زن‌ها آن قدر کتک خوردند و شکنجه شدند که فرار کردند. من را جور دیگری می‌پایید. حق ارتباط با هیچ‌کس را نداشتم. توی کارخانه حتی دستشویی نمی‌رفتم. اگر دستشویی می‌رفتم، شب کتکم می‌زد که با چه کسی رفتی دستشویی. نه حرف می‌زدم، نه کاری داشتم. پولمان را می‌گرفت و خرج ماشینش می‌کرد. عشق ماشین بود. وقت‌هایی که من را مورد سوءاستفاده قرار می‌داد، فحش‌های رکیک می‌داد و من خفه می‌شدم.

سمیرا می‌گوید: من دوست داشتم ازدواج کنم، لباس عروسی بپوشم و خوشبخت باشم اما بابایم همه آرزوهایم را گرفته و حالا اگر آزاد شود بدون تردید خودم را آتش می‌زنم.

نام برادر دخترها، ایمان است. از ایمان می‌پرسم او در تمام این مدت کجا بوده است، می‌گوید: من دیگر نمی‌توانستم رفتارها و خشونت را تحمل کنم. من هیچ چیزی از ارتباط بین پدر و خواهرم نمی‌دانستم اما کتک می‌خوردم. ماه اولی که اینجا آمده بود، برایش در کارخانه کار کردم و گفتم پول و حقوقم مال خودم است و مثل دخترها پولم را به او نمی‌دهم، اما پدرم یک‌میلیون‌و نیم حقوقم را گرفت و من را بیرون کرد. حالا می‌فهمم من را بیرون کرده بود که هر بلایی دلش می‌خواهد، سرمان بیاورد.

سمیرا دختر بزرگ خانواده ۲۲ ساله است؛ صورتی سبزه‌رو دارد با چشمانی زیبا شبیه آهو. از هشت‌سالگی به بهانه این که صورتش شبیه مادر است، مورد آزار قرار گرفته است. در تمام این سال‌ها مادر کجا بوده؟ مادر وقتی عروس حامد می‌شود ۱۴ ساله بوده است؛ زنی از روستاهای مشهد که پدر و مادرش را از دست داده و فامیل زود شوهرش می‌دهند. سه فرزند به دنیا می‌آورد و ۱۷ سالگی پابرهنه از خانه مرد فرار می‌کند. ۲۰ سال دخترها و پسرش را نمی‌بیند. مرد تهدید می‌کند اگر سراغ بچه‌ها بیاید، او را آتش می‌زند. زن جای دیگری دوباره زندگی را امتحان می‌کند و حالا جایی دیگر همسر و فرزند و زندگی آرامی دارد. در تمام این مدت تنها با پسر کوچکش گاهی تلفنی حرف می‌زده و حالا بعد از ۲۰ سال این اولین دیدار آنهاست؛ دیداری تلخ و غمگین. دست‌های لرزان دخترش را توی دست فشار می‌دهد و می‌گوید: بددل بود و عصبی. در میان جمع آدم معقولی بود و همیشه به من می‌گفتند اگر مادر و پدر نداری، خدا شوهر خوبی نصیبت کرده است. هر روز می‌آمد و کابل را به جانم می‌کشید. بدنم را با پیچ‌گوشتی داغ می‌سوزاند. پیچ‌گوشتی داغ را…

صدایش را می‌برد و می‌گوید: رویم نمی‌شود بگویم چه کار با من می‌کرد. من از دار دنیا یک برادر داشتم که یک روز نزدیک عروسی‌اش آمد و به حامد التماس کرد بگذار نسرین برای عروسی‌ام بیاید و حامد قبول کرد. روز عروسی صدایم کرد و موهایم را از ته تراشید، ابروها و مژه‌هایم را کند و گفت: حالا بریم عروسی! من گفتم این طوری جایی نمی‌روم و گفت: خودت نخواستی، برادرت آمد و گله کرد، من می‌گویم تو حاضر نشدی، عروسی یک دانه برادرت بروی.

گریه امان زن را می‌برد… در میان هق‌هقش می‌گوید: توی مشهد یک اتاق اجاره کرده بود و جلوی در را رختخواب می‌چید و می‌گفت من روی این رختخواب مو گذاشته‌ام. اگر رختخواب به هم بخورد و این تار مو حرکت کند، معلوم می‌شود از خانه بیرون رفته‌ای و می‌کشمت. من تمام مدت نمی‌گذاشتم بچه‌ها به رختخواب نزدیک شوند تا مبادا آن مو جابه‌جا شود. شب که به خانه می‌آمد، در را هل می‌داد که رختخواب‌ها بریزند. بعد بچه‌ها را به باد کتک می‌گرفت که بچه‌ها اعتراف کنند من از خانه بیرون رفته‌ام. یک مدت هم در یک ساختمان کار می‌کرد. وادارم می‌کرد چادرم را بکشم روی سرم و از صبح که می‌رود سر کار روبه‌روی ساختمان روی پله بنشینم تا ببینید تکان نمی‌خورم. بعد شب‌ها کتکم می‌زد، هنوز جای سوختگی روی تنم مانده. من فرار کردم و نمی‌دانستم این بلا را سر بچه‌هایم می‌آورد.

به گفته ایمان، پدرش بعد از دستگیری چند بار از زندان تماس گرفته و مدعی شده حاج‌آقا (صاحب کارخانه) برایش پاپوش دوخته است. سازمان پزشکی قانونی آزارها را تأیید کرده است. خبرنگار «شرق» پس از اطمینان از صحت وقوع اتفاق، تماس‌هایی را با نمایندگان مجلس آغاز کرد و پیگیری‌ها برای جلوگیری از آزادی حامد، پدر این دو دختر آغاز شد. هنگام نگارش این گزارش، تماس‌های مکرر مادر دختران با «شرق» آغاز شد و اطلاع داد برادر حامد از مشهد به تهران عازم شده تا کفیل برادر شود و تعهد داده پدر کاری با دختران ندارد. به گفته مددکار اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، امکان آزادی حامد در شرایط فعلی اصلاً وجود ندارد و ترس دختران ناشی از آزارهای روانی است که در سال‌های گذشته از پدر کشیده‌اند اما سمیرا در تماس‌های تلگرامی با خبرنگار از وحشت بی‌حد خود برای مواجهه با پدر می‌گوید و گفت حاضر نیست دیگر در آن خانه و کارخانه بماند. با مساعدت سازمان بهزیستی، دختران به یکی از خانه‌های امن منتقل شده‌اند و حالا آنها سرپناهی برای خودشان دارند.

در اینجا سوال مهم این است که تکلیف لایحه حمایت از کودکان و لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت چه می‌شود؟ چه‌کسی پاسخ تألمات روحی این خانواده درهم‌شکسته را خواهد داد و این دختران و دختران شبیه به آنها، تا چه زمانی قربانی عدم هماهنگی‌ها خواهند شد؟

۱۳۹۸ فروردین ۱, پنجشنبه

۶ توصیه امنیتی درباره کودکان

گزارش‌های گم‌شدن بچه‌ها در پیک‌نیک‌های خانوادگی کم نیست. بیشتر آنهایی که الان در سن و سال جوانی هستند حتی خودشان هم به یاد دارند که حداقل یک بار جایی «جا» مانده اند یا خانواده‌شان فراموش
کرده است که دنبالشان بیاید. از این بدتر، بچه‌های بسیاری هستند که از گردهمایی‌های خانوادگی خاطره خوشی ندارند؛ نه تنها به خاطر اینکه این گردهمایی‌ها می‌توانند حوصله‌سربر و خسته‌کننده باشد بلکه به خاطر اینکه می‌توانند مکان مناسبی برای سوءاستفاده از تنهایی بچه‌ها باشد.
در مورد گم‌شدن یا جا گذاشتن بچه‌ها چیزی بیشتر از تکرار اینکه «حواستان باشد بچه‌ها را جا نگذارید» وجود ندارد! هر چند برخی پدر و مادرها دوست دارند در جاهای شلوغ از جلیقه‌هایی که طناب بلند آنها در دست والدین است استفاده کنند تا حرکت بچه‌ها در فضای باز و شلوغ را محدود کند اما این شیوه آنقدرها محبوب و مرسوم نیست و هنوز بچه‌های زیادی سالانه در بازارها، پارک‌ها، جنگل‌ها و تفرجگاه‌های دیگر گم می‌شوند. چه پیدا کردنشان چند ساعت طول بکشد، چه چند ماه و در موارد بسیار غم‌انگیز، وقتی بچه‌ها هیچ وقت پیدا نمی‌شوند بار مسئولیت حادثه هرگز از روی دوش اعضای خانواده سبک نمی‌شود و این جدا از آسیبی است که بچه‌ها در نتیجه حادثه با آن روبه‌رو می‌شوند.
واقعیت این است که نمی‌شود راهی برای گم‌نشدن بچه‌ها پیدا کرد اما می‌توان لااقل این توصیه‌ها را به کار بست؛ مخصوصاً در این روزها که بازار دید و بازدید و سفر رفتن داغ است:
۱. به بچه‌ها حداقل یک شماره تلفن یاد بدهید یا اگر کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند شماره‌ای را حفظ کنند، شماره و آدرس را در جیب لباسشان بگذارید.
۲. به بچه‌ها یاد بدهید که از خانواده به قدری دور نشوند که اعضای خانواده نتوانند آنها را ببیند.
۳. مراقب پرچین‌ها، درختان بزرگ و جاهایی باشید که بچه‌ها یا غریبه‌ها می‌توانند از آن به عنوان مخفیگاه استفاده کنند.
۴. به بچه‌ها یاد بدهید با غریبه‌ها صحبت نکنند، از غریبه‌ها خوراکی نگیرند و با بچه‌هایی که بزرگ‌تر از خودشان هستند بازی‌های تنهایی نکنند.
۵. بچه‌ها را برای تنبیه از خودتان دور نکنید و به آنها نگویید که دیگر پدر یا مادر آنها نیستید.
۶. اگر می‌خواهید از کودکتان در برابر لمس‌شدن ناخواسته یا هر نوع تماس دیگری که ممکن است باعث آزار او شود حفاظت کنید، به یاد داشته باشید که هرگز به بچه‌ها نگویید «قبل از خداحافظی خاله و عمو را ببوس». وقتی شما از کودکتان می‌خواهید کاری انجام دهد و به او دستور می‌دهید که مثلاً «اسباب‌بازی‌هایت را جمع کن»، او می‌داند پیروی‌نکردن از این دستور، پیامدی منفی برایش خواهد داشت. در اصل، شما به کودکتان می‌گویید بدون توجه به احساسی که دارد، هرچه شما می‌گویید، باید انجام دهد. بنابراین وقتی از او می‌خواهید کسی را بغل کند یا ببوسد، دارید به او می‌گوئید در صورت انجام ندادنش، عواقب بدی در انتظارش است. این کار شما مانند این است که به او بگویید: «برایم مهم نیست با انجام این کار احساس راحتی می‌کنی یا نه، در هر صورت نسبت به آن علاقه نشان بده.» وقتی کودکی احساس اجبار به علاقه نشان‌دادن می‌کند، پیغامی که به او منتقل می‌شود این است که بدن او تحت کنترل خودش نیست.
کودکانی که فکر می‌کنند لازم است حتماً از درخواست‌های بزرگسالان اطاعت کنند احتمال سوءاستفاده جنسی از آنان بیشتر است. وقتی کودک‌آزار از کودک درخواست کاری کند که با انجام آن راحت نیست، ممکن است کودک فقط به خاطر اینکه خودش را ملزم به اطاعت از آن می‌داند، انجامش دهد اما اگر به کودک آموزش داده شود که «بدن تو متعلق به توست و تو می‌توانی به کارهایی که نمی‌خواهی انجام دهی، نه بگویی»، راحت‌تر می‌تواند به درخواست‌هایی که نمی‌خواهد انجام دهد، «نه» بگوید.
هنگامی که به کودکتان می‌آموزید او در اینکه «می‌خواهد کسی قلقلکش بدهد یا خیر»، «می‌خواهد روی پای کسی بنشیند یا خیر» و … حق انتخاب می‌دهید، او متوجه می‌شود که می‌تواند چنین تصمیماتی را بر حسب سطح راحتی خودش بگیرد. یک قانون خانوادگی وضع کنید مبنی بر اینکه: «هیچکس در صورتی که دوست نداری نباید با تو تماس فیزیکی برقرار کند، حتی نزدیکان و خویشاوندان».
این مسئله را برای کودکتان روشن کنید که مجبور نیست برای خشنود کردن دیگران به آنها محبت جسمانی نشان دهد. اینکه فردی سعی دارد با ایجاد احساس گناه در کودک او را مجبور به بغل‌کردن در هنگام خداحافظی کند، به این معنا نیست که کودک ملزم به انجام این کار است. پس اگر مثلاً دیدید که مادربزرگ می‌گوید «امروز به تو یک هدیه دادم پس حالا مرا ببوس تا بدانم چقدر هدیه‌ات را دوست داشتی!» یا عمو می‌گوید «به تو اجازه نمی‌دهم شیرینی بخوری مگر اینکه قبلش بغلم کنی»، فوراً دخالت کنید و به کودک یادآوری کنید هیچ اجباری به انجام این کارها ندارد.
علاوه بر یادآوری «تعلق بدن» به کودکتان، به او «مسئولیت داشتن نسبت به بدن» را هم آموزش دهید. این پیامی بسیار مهم برای کودکان است که باید در طول زندگی خود به یاد داشته باشند. زمانی که کودک شما تلاش دیگران برای برقرارکردن تماس فیزیکی از طریق ایجاد احساس گناه را رد می‌کند، برای مقاومت در مقابل پیشروی‌های جنسی در آینده نیز بهتر آماده می‌شود.
بسیاری از والدین نگرانند که بغل‌نکردن دیگران توسط بچه‌ها، نشانه بی‌ادبی باشد یا دیگران کودک را قضاوت کنند و در موردش حرف بزنند. برای همین برای تشویق‌کردن بچه‌ها به برقراری تماس فیزیکی با دیگران مثلاً می‌گویند «خاله فقط یه بار توی سال به دیدنمون میاد. حداقل موقع خداحافظی بغلش کن». این دستور در حالی صادر می‌شود که کاملاً طبیعی است وقتی شما کسی را کمتر می‌بینید کودکتان تماس فیزکی کمتری با او برقرار می‌کند. به جای اینکه بچه را مجبور به کاری کنید، مثلاً بگویید: «دوست داری عمو را قبل از رفتن بغل کنی؟» اگر کودکتان این درخواست را رد کرد، مجبورش نکنید.
همیشه می‌شود به جای ترغیب‌کردن بچه‌ها به بغل‌کردن دیگران، راه‌حل‌های دیگری پیشنهاد کرد. مثلاً می‌توانید بپرسید «دوست داری به جای بغل‌کردنش بزنی قدش؟» اما باز هم به یاد داشته باشد که کودک شما می‌تواند این پیشنهاد را هم رد کند و مطمئن باشد که تنبیهی در انتظارش نخواهد بود.
اگر کسی به بچه بگوید «بیا بغلم» و کودکتان نشان دهد که علاقه‌ای به در آغوش گرفته شدن ندارد، اینجا جایی است که باید دخالت کنید. مثلاً بگویید «ترجیح میدی بغلش کنی یا براش دست تکون بدی و خداحافظی کنی؟» ممکن است نیاز باشد به دوستان، اعضای خانواده و دیگر میهمانانتان هم یادآوری کنید که کودکتان را مجبور نکنند محبتش را با درآغوش گرفتن یا اجازه تماس فیزیکی ابراز کند.

۱۳۹۷ اسفند ۱۷, جمعه

نامادری سنگدل دست دختر ۹ساله را سوزاند

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فارس، صبح امروز مسئولان یکی از مدارس  جنوب شهر تهران از وقوع حادثه‌ای هولناک برای یکی از دانش‌آموزان پایه سوم خود باخبر شدند. براساس این گزارش، دانش‌آموز دختر ۹ ساله‌ای مورد  کودک‌آزاری نامادری  خود قرار گرفته بود. این نامادری در اقدامی هولناک دست کودک ۹ ساله را روی اجاق گاز گرفت و سوزاند که به دنبال این حادثه قسمتی از مو‌های جلوی سر این دختربچه نیز سوخته شد.

این در حالی است که سطح جراحت وارد شده به این دختربچه اگرچه محدود است، اما این کار لطمه روحی شدیدی به دانش‌آموز وارد شده و ترس از آزار و اذیت بیشتر توسط نامادری، کودک را به گریه و اصرار و التماس برای عدم اطلاع به پدر و نامادری واداشته است.

گفتنی است این موضوع به اورژانس اجتماعی و بهزیستی اطلاع داده شده است.

ضرب و جرح شکیلا منفرد زندانی سیاسی توسط یکی از زندانیان جرائم عمومی

شکیلا منفرد، زندانی سیاسی، که دوران محکومیت خود را در زندان قرچک ورامین سپری می‌کند، توسط یکی از زندانیان جرائم عمومی این زندان مورد ضرب و ش...